بسم الله الرحمن الرحیم

خوشا آنان که پا از سر ندونند     مثال شعله خشک و تر ندونند

کنشت و کعبه و بتخانه و دیر      سرائی خالی از دلبر ندونند

 

عشق

عین،شین،قاف

از بزرگی پرسیدم:عشق چیست؟

گفت:مایه ی زندگی،جوهره ی زندگی.

از رهگذری پرسیدم:عشق چیست؟

گفت:بی عقلی و دیوانگی.

از صاحب فکری پرسیدم: عشق چیست؟

گفت:خلق و خو و افکار و رفتار انسانی.

و...و از عاشقی پرسیدم عشق چیست؟

جوابی نداد.گفت:میشناسمش.درکش میکنم.حسش میکنم.اما نمیتوانم توصیفش کنم.میدانم چیست..صبر من تا بگویم.

ولی هرچه تلاش کرد نتوانست بیان کند.بالاخره به حرف آمد و گفت:

ظاهرش معمولی است ولی باطنی آسمانی دارد.

پرسیدم:یعنی چه؟

تاملی کرد و نتوانست دیگر حرف بزند.در فکر فرو رفت.

شروع کرد به گریه کردن.بلور های اشک رقص کنان می آمدند و نوای عاشقی سر می دادند.

بدل چون یادم از بوم و بر آیو             سرشگم بیخود از چشم تر آیو

از آن ترسم من برگشته دوران          که عمرم در غریبی بر سر آیو

وقتی کمی آرام تر شد پرسیدم:میتوانی معشوقت را برایم توصیف کنی؟

جواب داد:گفتم که.ظاهری معمولی و باطنی خدایی.

پرسیدم:ظاهرش معمولیه؟

فکری کرد و جوابی داد که دیگر سوالی نپرسیدم.

گفت:از نگاه شما معمولیه.

مرا چشمی ست خون افشان زدست آن کمان ابرو

                                                   جهان پر فتنه خواهد شد از آن چشم و از آن ابرو

"یواش یواش اشکش تبدیل به خون شده بود"

داشت خون گریه میکرد اما این بار خیلی آهسته و مظلومانه.انگار می دانشت که هیچ گاه به او نخواهد رسید.و باور داشت اگر وصال صورت گیرد،دیگر تب عشقی وجود نخواهد داشت.

پاهایش سست شده بود.آرام روی زمین نشست.تنش داغ شده بود.آهی از ته دل کشید و فریادی بر آورد و به اوج آسمان پرواز کرد.

سیاهی دو چشمونت مرا کشت           درازی دو زلفونت مرا کشت

به قتلم حاجت تیر و کمان نیست          خم ابرو و مژگونت مرا کشت

                                                                                تا بعد...

                                                                                

/ 8 نظر / 7 بازدید
صابر

قشنگه ولی من بیشتر می خوام می دونی که راستی رابطه ی عشق و کشک چیه؟ این روزا این دوتا کلمه رو زیاد کنار هم میشنوم این نشون دهنده ی یه واقعیت موجود در جامعه نیست؟ یا یه هشدار؟

دی.اس.

خوش دل؟ دل خوش!؟ [چشمک]

سحر

واما عشق . . . میدونی جادوی تاثیر و نفوذ کلام در چیه؟اون جواب کمک میکنه مطالب بهتری بنویسی.خداحافظ.

بي نام و نشان از تو

ابروي يارم كمونه... زلفون يارم افشونه... امان امان از زمونه... ديگر نشاني از عشق در دلم نيست

ع.ر

سلام آقا طه خوبی چی کار می کنی ؟ هرکی برا خودش یه تعریف از عشق داره که هیچ کس نمی تونه بگه تعریف اون غلط ولی می دونی ما عادت کردیم که بگیم عشق با وصال خراب می شه اما من میگم می شه عاشق بود و موند و با وصال به معشوق (متنفرم از گفتن این کلمه) اون خراب نشه یا حق راستی میدونی معشوق کیه کسی که نشان از خدا داشته باشه

آشفته بازار

سلام به همه ... مطلب بدی نبود ... مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزد طایر قدسم و از دام جهان برخیزم راستی آقای امینی چرا دلش اینقدر پره ؟ یه روزی عاشق میشید میفهمید که رابطه عشق و کشک چیه .[گل] یه حرف هم دارم به بی نام و نشان از تو بی خیال . دنیا دو روزه یه روزش به نفعته و یه روزش به ضررت . یکم که خوب بگردی نشونه هاش رو پیدا می کنی .[گل] سحر چرا ایقدر آشفته ای؟ خدا بهت صبر بده.[گل] آقای رضایی هم ایشالا به معشوقش برسه . ما که واسشون دعا میکنیم . [گل]

آشفته بازار

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد وان کس که این ندارد ، حقا که جان ندارد با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد سر منزل فراغت نتوان ز دست دادن ای ساربان فرو کش کاین رو کران ندارد کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد

تنها

من "دوست داشتن" رو میخوام تا "عشق". به نظرم والا تر و عالی تره. دوست داشتن خیلی شیرین تره