باورتون شد؟

 

سلام.

نمی دانم سیزده آبان کجا بودید؟ در خانه و دانشگاه مانده بودید یا به خیابان ها آمده بودید؟ وقایعی که اتفاق افتاد را دیدید یا نه؟ وقایعی را که دیدید، باور کردید؟ نمی دانم چهار شنبه چه سوال هایی برایتان پیش آمد و آیا جوابی هم برای آنها یافتید؟

حوصله مقدمه چینی را ندارم و مستقیم به اصل مطلب میپردازم.

چرا نظام امروز به جایی رسیده است که اینچنین وحشیانه با مردم برخورد می کند؟ یک دختر بی پناه چه خطری می تواند ایجاد کند که باید اینچنین وحشیانه با باطوم کتک بخورد؟ کجای اسلام مجوز برخورد اینچنینی با مخالفان داده شده است؟ اگر حق با اینان است، چرا برای گرفتن آن به چنین خشونتی متوسل میشوند؟  مگر به غیر از این بود که این افراد با دعوت قبلی نظام برای مبارزه با استکبار به خیابان آمده بوده بودند؟!!! مگر سران نظام به یاد ندارند که مهمترین دلیل پیروزی انقلاب حضور مردم در بود؟ همان مردمی که از رفتار وحشیانه ی ماموران شاهنشاهی به خشم آمده بودند.بارها گفته شده است که تاریخ تکرار میشود.علی (ع) هم می فرمایند چه بسیارند عبرت ها و چه کمند عبرت گیرندگان. گویا سران نظام قصد درس گرفتن از گذشتگان را ندارند.

***

وقتی خبر کتک خوردن کروبی و محافظانش را شنیدم؛ وقتی خبر محاصره شدن دفتر موسوی را شنیدم، خاطرات اتفاقات روز قدس و نمایشگاه مطبوعات به ذهنم آمد و یاد حرف ان دوست عزیز افتادم که از سکوت آنها گله مند بود. البته قبول دارم که میرحسین اصولا فردی ساکت و به دور از جنجال و هیاهوست ( که اگر اینطور نبود بیست سال از سیاست فاصله نمی گرفت)، اما اینکه اساسا در این مدت هیچ اقدامی نکنند و این جریان را به حال خود رها کرده باشند را قبول ندارم. در این فضایی که افراد به جرم حضور در جلسه ی مجمع روحانیون مبارز به دادگاه احضار میشوند، شاید فعالیت های مخفیانه و به دور از هیاهو چندان هم برخلاف مصلحت نباشد.

***

احساس نفرتی که در جامعه بوجود آمده، آزاردهنده است. اینکه عده ای از مردم از حاکمان ناراضی باشند امری طبیعی است اما اینکه افراد جامعه از یکدیگر نفرت داشته باشند و حتی از کشته و زخمی شدن همنوعان خود خوشحال شوند، آینده چندان خوبی را ترسیم نمی کند و باید نگران بود.در اینباره بعدا مفصلا صحبت می کنم.

/ 3 نظر / 11 بازدید
مهدیه

آه اگر آزادی سرودی می خواند...کوچک حتی کوچکتر از گلوگاه پرنده ای...

تنها

شعر بالا رو اول خوندم اما نذاشت پیغام تشکر بدم ممنون. بسیار زیبا بود در مورد این متن هم : خیلی بده, خیلی. منم مثل شما نگران این مملکت هستم.

منتظر

سلام من تازه با وبلاگتون آشنا شدم مطالب بسیار زیبا و در عین حال غمگین دارید امیدوارم یک روز بسیار نزدیک با دیدن شادی مردممان و رفع مشکلات جامعه این غمگینی به شادی و شادابی تبدیل بشه، هم برای مردم و هم برای شما راستی شما که اقتصاد خوندید مطالب اقتصادی بیشتری رو در وبلاگتون بگذارید این روزها بازار اقتصاد ایران داغه باز هم از وبلاگ بسیار زیباتون ممنون