من و این ماه

شبی مثل دیشب

من آمدم

هبوط و فرود از بهشت به این دنیا

مثل همه

از قرب خدا به اسارت خاکِ دنیا

برای انجام مسئولیتی آمدم

برای خلافت خدا در زمین

یک فرستاده از میان تمام فرشتگان، اجنه و حیوانات و نباتات

برگزیده برای خودش

برای خداگونه شدن

در ماهی آمدم که یک مرد، یک الگو، یک پیشوا به همه نشان داده بود چگونه باید خلیفه ی خدا بود

نشان داده بود که چگونه باید برای پروردگار جان سپاری کرد

چگونه باید از همه چیز گذشت ، خانواده و جان و مال

تا به همه چیز رسید، خدا

و این همه با آن همه به اندازه ی همه ی همه های عالم متفاوت است

من آمدم و چون در این ماه خون و قیام آمده بودم،

یادِ چگونه از خود گذشتن و بی باکانه در راه اش نثار کردن، شد اذان اولیه در گوش ام

محرم آمدم تا یادم باشد که باید شهید باشم

یعنی شاهد باشم

شهید شاهد است

بر چه شاهد است؟

بر فنای این دنیا و بقای آخرت

بر اینکه هیچ کس و هیچ چیز در این دنیا جز او نیست

آری باید شهید بود

حتی وقتی خون در بدن داریم و نفس در سینه

کربلا تصویری است از شهادتِ شهیدان

شهادت بر حضور حقیقت در عالم

شهادت بر درستی صداقت

صداقت با خود

همه بر سر دو راهی بودند

همچون ما

که هر لحظه بر سر یک دوراهی انتخاب هستیم

هر آن ، هر لحظه

و آنان شهید شدند

بر حقیقت شهادت دادند

تا برای تمام بشریت الگوی راستین حقیقت جویی شوند

تا به همه درس شهید بودن بدهند

و جوانمردی و رشادت در گذشتن از همه چیز

حالا

ما و انتخاب هایمان

بر سر دوراهی ها

ما که باید شهید باشیم

در راه حق

 

او با خانواده اش برای ما تصویری ساخت برای تمام تاریخ بشر

برای هر نسلی و در هر عصری

فرزند من در کودکی می تواند چشم بر علی اصغر بدوزد و 
من به علی اکبر برادرم به قاسم دیگری به عباس و ..

شهادت

چقدر زیباست

زیبا مردن

هجرتی رویایی

چقدر زیباست هر لحظه شهید بودن

آری

امام من همواره شهید بود

در سراسر زندگی اش

همواره شاهدی بود بر حضور حقیقت در زندگی ، بر تاثیر خداوند در عالم که لا موثر فی الوجود الاالله

که مرادم علامه قاضی فرمود فهم این حدیث یعنی همه ی آنچه انسان نیاز دارد در این دنیا بفهمد

یعنی توحید خالص

اینک کربلا تمام شده

و پیام کربلا آغاز شده

ما یا باید شهید باشیم

و یا پیام شهیدان را با زینب به همه برسانیم

غیر از این تماشاگریم در کربلا

یا در مدینه و کوفه در کنج عافیت خود خزیده ایم

همین

 

نوشته شده در 23
محرم ، همان روزی که به دنیا آمدم و نامم از طه به طه حسین ارتقا پیدا کرد

 

/ 6 نظر / 9 بازدید
ما

جالب ه که بیست و سوم اومدی به این دنیا. بخاطر تمام عزیز بودن و جالب بودن بیست و سوم های دیگه. اما ی نکته ی دیگه هم داره بیست و سوم. اونهم بیست و سوم محرم. " بابا رضا" بیست و سوم محرم ماموریت ش تو این دنیا به پایان رسید و رفت صحبت ت تو این متن از آمدن بود. ولی به نظرم گفتن از آمدن بدون تذکر رفتن، ابتره ناقص ه...

روحانی

خدا رحمت کنه همه انهایی را که ماموریتشون را به خوبی توی این دنیا انجام دادند و رفتند یا به عبارت دیگه هر لحطه شهید بودند و به شهادت رسیدند دعای خیرشون همراه ما باشه تا ما هم راه انها را ادامه بدیم خدا رحمت کنه مونس شما را که نه تنها شما رو به دنیا اورد بلکه طه حسین تان کرد دعایش هموار کننده راهتان

رها

سلام دوست قدیمی امیدوارم که هر جای این کره خاکی که باشی اسمون شهرت نه ، اسمون دلت ابی ابی باشه وبلاگتون همیشه بهانه ای یه برای یاد ایام قدیم خواستم یه احوالی بپرسم و تبریکی هم گفته باشم واسه نابترین اتفاق زندگیتون [لبخند] البته تاخیرم رو هم بپذیرید.

Mr.H

حس مرگ حس نبودن رعب عظیم نادانی دالان وحشتناکی به عظمت تاریکی شب یک دم با پوستینی نو که هر چه غده چربی فضول آدمی تلاش کرد شبیهش را هم نفهمید یک آنش را هم نچشید چه معجونی است مرگ معجونی پیچیده و فریاد آرام و بی آلایش ایمان ایمان به داشتن هر آنچه برتر است که هر چه غیر این دون و پست و خوار است و نه رعب انگیز و نه معجون پیچیده حس بی طوفان بودن دریای قدرتمند در عین مواج بودن حس سبز بودن برگ در پاییز روزگار حس در حقیقت بودن و نه دنبال مفر از آن حس بلبلی که با زوجش عشق سرایی می کند نه کلاغی که با توهم عشق معشوقش را پنهان می کندو ... بعد یادش می رود که لعبتش را در کدامین صندوق تیمار کرده است حس زندگی ایمان به زندگی و مرگ حس جز زیبایی ندیدن کربلا... .

قلی پور

سلام دریایتان خیلی وقت است که آرام است قصد طوفانی شدن ندارد؟؟ یا که انگیزه ای ... منتظر پست جدیدتان هستیم.

من

فک کنم از همه مهمتر الآن احیا وبلاگتون باشه که داره از به روز نشدن به حالت راکد میره تا نمرده به دادش برسین...