دستنوشته

حوادث و دقایق برای هر کس زیبایی­ها و زشتی­هایی دارد

یادآور خاطرات تلخ و شیرینی است

برای من

هر دقیقه و حادثه یادآور نبودن توست

لحظه­شماری می­کنم

نکند بیاید "نوروز"

که چقدر تلخ است این "روز نو" بدون تو

تجربه­ی تازگی

 بی تو

 چه تهی است از احساس

و از هر کهنگی­ای کهنه­تر

و دقایق تحویل سال

بار سنگین بر دوشمان تا سال آینده

هنوز دنیا برایم تمام است

چه نفرت انگیز است تصوّر آنان که زیر گوشم می­گفتند زندگی عادی خواهد شد

می­گفتند خاک سرد است

آنان که نمی­بینند داغی این روزهایم را

نمی­بینند گُر گرفتنم

از نبودنت را

 شب تولّد خواهرم

دو سال بعد از آن فاجعه

این روزها بیشتر دلم می­گیرد، این روزها بیشتر از قبل فرصت با خود بودن دارم

بگذرم از تلخی قلمم..

خدایا

خواستن

 مرا چاپلوس و مزدور می­کند

و داشتن، مرا محافظه کارِ مصلحت اندیش بی مسئولیت می­کند

پس تو به کرمت

 مرا با نداشتن و نخواستن رویین تن کن

تا بعد...

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
سپیدار

مثل همیشه یه تلخیه زیبا بود نوشتتون من اصلاً فکر نمیکردم عادی میشه فراق یه عزیز فراموش شدنی و محو شدنی نیست چون خودم حس کردم گسستن سلول سلولِ بدنم رو از فرط دلتنگی خیلی به چراییش فکر میکنم,که چرا میده که بگیره؟! اما فکر میکنم واسه اون انسان یعنی فارق از همه ی تعلقات حتی اگه این تعلقات به مادیت ٍ محض نباشه و به یه روح بزرگ باشه! اینجور موقع ها به این فکر میکنم که وقتی ناخواسته کسی رو ازمون میگیرن انقدر عذاب میکشیم, حسین(ع) چطوری تونست از اونهمه روح بزرگ بگذره و با دستا و چشما و دلش عزیزاشو بدرقه کنه؟! اون انسان کامل بود,زینب که نبود! اون چطوری تونست از دست دادن انسان کامل رو تاب بیاره! درستٍ که شهادت با مرگ فرق داره! اما نبود ٍ عزیز نبود ٍ , اونا هم نبود دستا و چشما و آغوش عزیزشون رو حس میکنن اینجور موقع ها میفهمم چرا خدا تاکید میکنه برگزیدگانی از جنس خودتون واستون فرستادم! اونا هم ,جنس ما هستن! اما چرا تفاوتمون انقدر زیاده؟!

عید

عیدتون مبارک با آرزوی سال خوب برای شما گروه امیر دی جی

وهم سبز

سلام نمی تونم بگم می دونم چی میگی و می فهمم چه احساسی داری چون نمی دونم و نمی فهمم. کسایی که میگن هر غمی رفتنیه و زمان هر چیزی رو توی خودش حل می کنه هم ؛ یا دوری رو نچشیدن و یا وقت بودن؛ با هم بودن رو درک نکردن هر عزیزی با رفتنش تکه ای از وجود ما رو هم با خودش می بره و حفره ای توی دل آدم ایجاد می کنه که با هیچ ترفندی قابل پر شدن نیست اما پسر خوب هیچ کدام از اینها نباید باعث بشه که از نو شدن دوری کنی ( البته نمی دونم منظورت همین بود یا من اشتباه برداشت کردم) نو شدن قشنگه خدا خودش خدای نو به نو شدنه پس تازگی رو دوست داشته باش اون حفره خالی توی دل هم یک موهبته برای اینکه یادمون باشه عزیزترین هامون ازمون چی می خواستن یادمون باشه اگه الان چشمای نگرانشون رو نمی بینیم دلیل بر نگران نبودن چشمهاشون نیست. وجود اونها همیشه موجوده.

مهدیه میرقاسمی

سلام هیچ عزیزی جاش پر نمی شه .................

تنها

بسیار زیبا نوشته اید دارم به مرور که میام جلو , میبینم که قلمتون بهتر شده و خدا رو به خاطر همه همه چی شکر میکنم