با صدای بی صدا...

سلام.

گیرم که در باورتان به خاک نشستم

و ساقه های جوانم از تبرهاتان زخم دارد

با ریشه چه می کنید؟

گیرم که بر سر این بام، بنشسته در کمین پرنده ای

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟

گیرم که می زنید، گیرم که می برید، گیرم که می کشید

با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟

روز آرامی بود. عده ای آمدند، گروهی نیامدند. از میان آمده ها،عده ای فریاد زدند و گروهی فریادها را در دل نگه داشتند.

عده ای شب را راحت سر به بالین گذاشتند. عده ای خندیدند. عده ای قهقهه ی مستانه سر دادند. پس از هشت ماه هراس مدام، عده ای همه چیز را تمام شده پنداشتند...

...آیا در میان این عده، هستند کسانیکه فریب نخورده باشند؟...

کار سختی است. نوشتن، کار سختی است در زمانیکه همگان بر حذرت می دارند از نوشتن. زمانیکه گروهی از روی دلسوزی و عده ای با تهدید، نهی ات می کنند از حرف زدن. نوشتن و حرف زدن اما چیزی نگفتن کار سختی است.

کار سختی است که خودت حرف های خودت را سانسور کنی. کار سختی است که حرف بزنی و حرف خودت را نزنی.

در این زمان تنها صبر و امید لازم است. صبر برای جمع شدن این حرف ها در دل و امید به زمانیکه این آتش نهفته فرصت فوران یابد...

گیرم که ترساندید، به زندان بردید

گیرم که بر دل مادران، داغ فرزندان را نهادید

گیرم که فریادها را در گلو خفه کردید

گیرم که صدا را کشتید

با کینه های مانده بر دل مردم چه می کنید؟...

/ 4 نظر / 8 بازدید
حقیقت چیست؟

حرف بزن فریاد بزن که درد ما بر سر همین فریاد های نزده است خواهی باور کنی با نه بازی این است چند صبای بود که کس فریاد نمی زد حال گوش کن از همه جای خانه ما فریاد به گوش می رسد اما چه فایده فریاد بر علیه مطلبی بدون راه حل مثل قدم زدن بدون هدف است فریادت را با دلیل با منطق با راه بزن بگذار بدانند تو بیشتر از آنها میدانی بر طبل کوفتن که کار بچه گان است طبل را برای کاروانیان بگوب راه را نشان بده من ایرانیم و ایرانی را دوست دارم

میرزا طه حسین

گیرم که شام عاشورا محفل بزم در کاخ یزید بر پا شد با ماندگاری هزاران ساله ی حسین و یارانش چه میکنید؟ گیرم که شمر سرشار از غرور به واقع تهی از جنگ بازگشت با فرارهای سالهای بعد از دست مختار انتقام گیر چه میکنید؟ وای به روزی که منتقم مظلومان بیاید آنروز چه میکنید...؟

قاصدک کوچولو

سلام من نفهمیدن وبلاگ تو یا وبلاگ مسیح خوب بود میام سر میزنما ولی پیام نمیدم امسال با همه خوب و بدش تموم شد هنوز هم دارم توی این روزهای آخر هم دارم از دوروبریان درس یاد میگیرم نمی دونم امسال چه جوری بودم ولی خوب یکی بهم میگه بسه دیگه راستی اومدم بگم حلال کن شاید دیگه همدیگررو نبینیم البته تا بعد تعطیلات اجباری عید عیدت مبارک سال خوبی داشته باشی

تنها

قضیه داره جدی میشه!