مهارت زندگی

میدانی که

در زندگی روزهای بزرگ و کوچک بسیار اند

روزهایی که آرزو می کنی تمام نشوند

و روزهایی که هر لحظه اش سنگینی یک عمر را برایت دارد

و لحظه ها

متنوّع ، متفاوت، رنگ و وارنگ

هر لحظه تو را به سویی می کشاند و تو را از حالی به حال دیگر می برد

این است که باید بدانی چگونه زندگی کنی

باید بلد باشیم با هر کدامشان چطور کنار بیاییم

و هر کدام را چگونه از سر بگذرانیم

مهارت زیستن همانی است که ما برای زنده و خوشبخت ماندن در این دنیای پر پیچ و خم نیاز داریم

دنیایی پر از پرتگاه و سرشار از فراز و فرود

من نه بلد م نسخه بپیچم و نه باید این کار را بکنم

که من خودم هیچ گاه هیچ وعظی را برای زیستن نشنیدم و هیچ گاه کاری را برای وعظی انجام ندادم

چرا که عملِ مبتنی بر وعظ عملی بی نتیجه است

عمل باید از فهم ما ، از درک ما سر برآورد

یعنی این گونه و آن گونه بودنمان را باید بسازیم،

خودمان بسازیم

با نور دیگری، با سفارشی از بیرون نمی توان کار را پیش برد

نمی توان زیبا زیست و در آخر زیبا مُرد

این است که ما برای پیدا کردن راهها به فهم نیاز داریم

به این که به روش زیستن برسیم نه اینکه کسی از دنیای بیرون وجودمان بیاید و ما را بدان هدایت کند

چنان هدایتی راه به جایی نمی برد

اما این فهم ، این رسیدن از کجا می آید

برای من که دوست دارم همه چیز را تجربه کنم و به دنبال یافتن به هر "سین" ای بروم ، این فهم از دل تجربه در آمده

از هیچ احساسی نترس، از هیچ کشمکشی بر نتاب ، هیچ موقعیتی را بد ندان

فقط و فقط دل بسپار و حرکت کن ، بایستی با دقت همه چیز را لمس کنی و عمیقا درک کنی

لحظاتی هست که غمگینی ،

خوبِ خوب حس اش کن، تمام اجزایش را بشناس، لذت ها و رنجهایی که می آورد را خوب درک کن

همه اش را

همینطور شادی را ، حسادت، مهربانی، غرور، بخشندگی را

همه را خوب حس کن، تمام و کمال

تا عمق اش را تجربه کن و درک کن

آنگاه است که می توانی انتخاب کنی

که کدام را بر گزینی و کدام را رها کنی

دیگر انتخاب هایت سفارشی، مصنوعی و ناآگاهانه نیست

خودت لمس اش کرده ای، حس اش کرده ای و حالا می توانی مسیر را انتخاب کنی و راه را بسازی

تو خالقِ مسیرِ نجاتِ خودت هستی و ناخدای کشتیِ زندگی ات در دریای طوفانیِ روزگارِ پر رنج

چند صبایی که بگذرد ،

مهارت زیستن را چنان کسب می کنی که تمام احساس های بی معنی و حالت های بی حاصل را دور ریخته ای و هر چه هست تو را به بهتر و نیکو تر شدن می رساند

مسِ  وجودت را طلا می کنی، طلایی لذت بخش

از جنسِ بهشت

از جنس ترمه ی ابریشم مادر بزرگ

از جنس باران، نور، آب

باید که رفت قله ازین دور روشن است... 

/ 5 نظر / 20 بازدید
آپلود نامحدود فايل

سلام يه سايت جديد براي آپلود نامحدود فايل بدون محدوديت مي تونيد عضو بشيد تو اين سايت و تا 1 ترابايت فضاي رايگان بگيريد تازه در ازاي دانلود هر فايلتون هم پول در بياريد و تا روزانه 10 دلار درآمد داشته باشيد براي دانلود از لينک هاتون لينک مستقيم تو وبلاگتون بزاريد و کلي امکانات ديگه... دوست داشتيد يه نگاهي بهش بندازيد. http://bankupload.com

من

یه حس تناقض بهم دست داد وقتی که مطالبتون می خوندم نه اینکه مطلبتون تناقض داشته باشه نه این حس درمورد خودمه نمی تونم با 100 % گفته هاتون موافق باشم چون زندگی ازیه کل وتعدادی جز تشکیل شده کل که مسیر وجاده ی زندگیه مثل بزرگراههای تهرات که اگه اشتباه کنی باید کلی راه و بی خودی بری تا برسی سر نقطه ی اوی ودوباره ادامه راه در پیش بگیری پس میشه گفت که ناممکن آزمون وخطا آن هم همیشه اما در جزییات زندگی که نقش کمرنگتری داره وشکست درآنها هم تبعات کمتری می توانیم این جرات را بخرج بدهیم ودست به آزمون بزنیم تناقضی که گفتم شاید اینگونه حل می شود وشاید هم درست باشد نظر شما ؟؟؟ البته بحث دراین باب بسیار مفصل است ...

من

و علیکم .... خب الآن یه ذره داره مسیر عوض میشه ازاینکه قبول کنیم که اصل تقلید درسته هست یا نه ؟ که پاسخ این سوال میشه پاسخ به این سوال که باید از عقل جواب سوالاتمان یا راه زندگی امان را بیابیم یا اینکه نه از یک متخصص در این آن رشته کمک بگیریم ؟ اشتباه کردن یا درست عمل کردن یا یک امر مطلقه که مطلق بودنش توسط تجربه ی آدم های رفته ی آن مسیر را مشخص میشه یا نسبیه که اونم با مقایسه با افراد دیگه بدست میاد بنظرتون کجا میشه این نقش ( افراد)وحذف کرد اما معادلمون نتیجه ی مطلوب وبده ؟؟

من

قبول دارم که هر آدمی شیوه ی منحصر به فرد خودش در حل مسایل وپیدا کردن باورهاش داره واگه خودش این مسیر رو انتخاب وطی کنه ایمانش قوی تره اما ازاین که شما لزوم تاثیر دیگران رو حداقل می کنین یه کمی توش شک دارم وسوالم اینه که با توجه به اینکه ما همه ابعاد زندگی مون رو با توجه به دیگران می سنجیم حالا این دیگران یا افراد مهم و والا درزندگی امان هستن یا افرا معمولی اجتماع اطرافمان چطوری می تونیم تاثیرشون رو ندید بگیریم وبه قول شما وعظ هاشون ونشنویم ؟؟؟ . . . . نوشته هاتون حس واقع گرایی رو منتقل می کنن برای واقع گرا بودن باید سختی های راهش راهم بجان خرید البته بسی قابل ستایش است

Mrh

ایمان ما روح ایمان ما روح ایمان ما به عمل ایمان مهم است نبودنش انگار کردن سراب است ظاهر است روح ایمان مهم است انبودنش خیال کردن یک حقیقت است ساز را برای دنیا به خیال معنا نواختن است اشتباه است عمل مهم است نبودنش فریاد ساز بی سیم است هیچ است روح ایمان ما به عمل مهم است شاید همان فهم است از کجا بودنش فرع اصل است حاشیه است... .