معنویت

وقتی احساس می کنی از زمین و آسمان مشکل و گرفتاری می بارد

وقتی فکر می کنی که تمام ظرفیت هایت خرج شده و دیگر توان مقابله ای نمانده

آنجا که صدای ناله های وجودت را می شنوی و صدای جان کندن امیدهایت چونان فریادی کنار گوشت می رسد

از همه چیز بریده ای

بدون یاری کنارت که بتوانی از تمام التهاب وجودت با او بگویی

بدون همدلی که تو را در تحمّل این درد درک کند

وقتی باز هم فکر میکنی راهی که انتخاب کرده ای برای قامت تو بلند بوده و وجودت زیر چنین باری در حال خم شدن است

همان هنگام که فکر می کردی تنها با عقل می توان زیست و حالا خرواری از دوراهی های عاطفی پیرامونت را گرفته اند و مثل گم شده ای در شهر تنها به در و دیوار می خوری

با عقل گرایی تو این همه داستانهای عاشقانه غریبه است

و این غریبگی آنقدر سهمگین است که نفس ات را تنگ می کند

آنگاه که گام هایت می گویند که دیگر توانی برایشان نمانده تا راه مانده را طی کنند

به عجز به تو نگاه می کنند تا دستور ایست صادر کنی و راحت شان کنی

وقتی همه ی نگاه ها به تو میگویند که از آغاز اشتباه آمدی و این راه برای تو نبود و این مسئولیت برای دوشت اضافه

وقتی عده ای منتظراند که با شکست تو به خود اثبات کنند که رفتن اشتباه است وماندن صحیح

در آخر خط

در حال زمین خوردن

و حتی بدتر

ویران شدن

تنها یک چیز

تنها یک امید

نوری می زند

از دور

و هرچه نا امید تر می شوی از این دنیای دون، آن نور پررنگ تر می شود

آنکه به یکباره دستگیری می کند

و تو را از اضمحلال به استیلا می رساند

این مفهوم رمز آلود و مه آلود

 "معنویت"

که در آخرین نقطه، درست آنگاه که دیگر زیر پایت خالی مانده بود از راه می رسد

بلند ات می کند و تو را به نقطه ی پرواز می رساند

از بلندی هر آنچه پیش از این مانع حرکت ات بود را حقیر می یابی

اکسیری به وجودت ریخته شد

توان مقابله ای به تو می دهد که پیش از این انتظار اش را نداشتی

شبیه اتصال به منبع اصلی قدرت

و چه دشوار است دراین عصر منجمد ماشینی مدرن از چنین مفهومی سخن گفتن

آن هم برای من

که مدّت هاست اتهام شعارزدگی دارد

امّا بگذار برایت بگویم

که بی معنویت، بریدن و به نیستی گراییدن تنها محصول زیستن است

باور نمی کنی؟ میتوان با چند سوال ساده به سرانجام پوچ و گنگ زیستن رسید

اگر اتصّال به غیب، به ماورا نباشد

لطفی در زیستن نیست

"به هیچ کاری نکردن" کشیده می شوی

این  اولین نتیجه ی اندیشیدن در معنای زندگی خواهد کرد

برای آنان که تا لبه ی پرتِ پرتگاه بریدن زیر فشارها رفته اند

ارزش معنویت درک شدنی است

برای آنان که هیچگاه از  بالا و پایین رفتن دنیا به جزع و فزع نیفتادند معنویت قابل حس است

برای آنان که معنویت وجودشان را دریا کرده، فشارهای دنیا چونان سنگریزه ای است که به دریا پرتاب می شود

این است

که معنویت برای زندگی ما یک ضرورت است

یافتن تکیه گاهی که باد دنیای پیچیده ی پر پیچ و تاب ما را با خود نبرد ضرورت می شود

دیده ای در دنیا

تمام انسان هایی را که نیست شدن آرزوشان بود و برای زیستن هیچ ارزشی قائل نبودند

هر نفس برایشان زجر دائمی بود

و خوب که نگاه کرده ای دیده ای که  معنویت برایشان واژه ای گنگ و نامربوط است

برای همین گفتم که

زیر بار سهمگین ترین بارش ها

باید چتر معنویت بالای سرمان باید باشد

که کسی هست

که نگاهمان می کند...

 

تو ای مونس

ای مجرای فیض

ای که بهترین نسیم های معنویت از طریق تو به وجود نالایق من می رسد

این روزها

زانو زده ام

زمین خورده ام

فقیر نبودنت

بی قرار معنویت وجودت

برای همه مان دعا کن

همین...

 

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی

خدایشان بیامرزاد ...

مهدی

«هرچه نا امید تر می شوی از این دنیای دون، آن نور پررنگ تر می شود» لا حول و لا قوه الا بالله

مثل چاه

چقد خوبه که این جا هست و می شه بی زمان حرف زد بی زمان نظر گذاشت و انتظار پاسخی نداشت مثل چاه چقد خوبه که اینجا میشه لای این نظرات گم شد بی هراس پیدا شدن

سلام دوست گرامی ناامید نباش که یه عالمه دل برات میتپه و یه عالمه دست رو به اسمون،دعاگوت،تو موفق میشی ایمان دارم. و مونس نازنین با نفس مسیحایی مادرانه اش هم دعاگوی توست و به داشتن پسری مثل تو به خودش میباله. در پناه مادرم زهرا باشید.

گرچه در خلوت راز دلِ ما کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست گو بهار دل و جان باش و خزان باش ار نه ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت گفتگویی و خیالی ز جهان من و توست نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست دست به زانوی عشق بزنید و با یک یا علی عشق را آغاز کنید و برخیزید،که بنای هستی چیزی جز عشق نیست و در سختی ها و فراز و نشیب ها،همین عشق خواهد بود که دستگیرتان میشود و انگیزه ای برای ادامه ی راهتان و رسیدن به عشق مطلق،به حضرت حق متعال.

دوست غایب

یکی از دوستان کامنتی گذاشته بود که در آن پرسیده این معنویت یک مخدر است یانه که متاسفانه بنا به اشتباهی در دریای طوفانی اون کامنت و پاسخ مفصلی که من داده بودم پاک شد و حال من دوباره سوال را آوردم با جوابی که به ذهنم می رسید عرض شده بود که مساله ی اول که من در آن نوشته به دنبالش بودم این بود که معنویت را به عنوان یک مساله مطرح کنم اونچه که من از بحث با دوستانم از ملیت های مختلف و ادیان مختلف یافته ام اینه که جایگاه معنویت در زندگی به معنای توجه به یک امر ماورای ماده و مافوق بشری بسیار جایگاه پست و پایینی است. این دو واژه را دقیق انتخاب کردن بنابراین به معنایی که مراد من از معنویت است به خوبی توجه کنید. جامعه ی ما خصوصا جامعه ی جوان ما مساله ی معنویت و نجات بخشی آن را بسیار کوچک می شمارد. اینجا منظورم به هیچ عنوان دین گریزی نیست که شاید با این هم مواجه باشیم،منظور اصلی ام توجه به امری ماورا و مافوق است چه از مجرای معنویت صوفیانه،چه مرتاضانه، چه دینی.همه نوع معنویت گرایی این روزها بی مشتری است و از آن طرف هم همه گونه التهاب ها و اضطراب ها گریبانگیر و زندگی برای بسیاری معنایی ندارد و(ادامه در کامنت دیگر)

دریای طوفانی در پاسخ به دوست غایب(ادامه)

ادامه از کامنت قبلی... و در مواجهه با مشکلات این شخصیت های تهی از معنویت شکسته می شوند و آسیب می بینند این است که گام اول به نظرم زنده کردن معنویت به عنوان یک پارامتر جدی در یافتن زندگی آرام و فارغ از آسیب های اجتماعی و روحی است و بعد پرداختن به سوال مهم جدی و دقیق شما که کدام معنویت؟ نسل جوان امروز ما خود را بی نیاز از معنویت می پندارد و این می شود که در بزنگاهی که باید بر یک امر معنوی تکیه کند فاقد چنین ابزاری است و به راحتی آسیب می بیند بنابراین من در معتقدم ما زمان احتیاج داریم تا خوب به مساله ی معنویت و لزوم آن در زندگی بپردازیم و جایگاه اش را بیابیم و سپس به سوال کدام معنویت پاسخ دهیم البته قویا معتقدم که سوال کدام معنویت مخدر یا غیر مخدر (گو اینکه مخدر اینجا باید خوب معنی شود که مراد چیست) معنویت از چه جنسی سوال مهمی استو قابل تامل که نویسنده در این لحظه پاسخ منسجمی برایش ندارد و ان شاالله پس از تامل اگر سخنی به قلم آمد ارسال می شود درود بر شما دریای طوفانی

روحانی

سلام وقتی معنویت واقعی وجود داشته باشد دیگر ظرفیت های وجودت تمام شدنی نیست و همواره توان مقابله خواهی داشت. دلتنگ می شوی اما درمانده نه! بر سر دو راهی ها قرار میگیری اما گم نمیشوی! خسته می شوی اما ناتوان از ادامه مسیر نه! حتی اگر پایی در جسمت نداشته باشی،زانو نمیزنی و زمین نخواهی خورد،بدون دست و پا هم یک عمر علمداری! بنظرم معنویت جوهر وجودیست نه چتر بالای سر. اکنون که ماه رجب است و ماه ریزش خیرات و برکات چترها را از بالای سرمان برداریم و به زیر بارش برویم تا خیس خیس شویم. التماس دعا.

منتظر

دنیا دو روز است، یک روز باتو و یک روز علیه تو روزی که باتوست مغرور نباش و روزی که علیه توست صبور باش امام علی (ع)

منتظر

دنیا دو روز است، یک روز باتو و یک روز علیه تو روزی که باتوست مغرور نباش و روزی که علیه توست صبور باش امام علی (ع)