چه نیازی است به علی؟

روی پیراهن اش عکس چگوارا، مبارز بزرگ آمریکای جنوبی

به عکس روی پیراهن افتخار می کرد

او را الگوی خودش می داند

با جوش و خروش از رشادت هایش می گوید و از تلاش اش برای آزادی انسان

میگوید او پس از آزادسازیِ کشورش، بی میل به پست و مقام از کشور خارج شد برای آزاد سازی سایر کشورهای دربند

برایم زیباست، تحسین آمیز

داشتن الگو ضرورت دوران ماست

دورانی که در آن همه چیز با هم مخلوط شده

آنقدر مخلوط که دیگر برای هر کسی روشن نیست که چه کار دارد می کند و چه کار می خواهد بکند

داشتن الگو چون یافتن مسیر است

وقتی یافتی ، تنها دغدغه ات دیگر شتاب و سرعت حرکت ات است

وقتی جهت حرکت برایت روشن باشد دیگر درگیر جستجو نیستی،

 با خیالی راحت و مطمئن به مسیر گام بر میداری

می اندیشم به الگو

چگوارا ، کاسترو ، انیشتین ، نیوتن، فریدمن، نورث و شاید علی

سالها و سالها که می گذرد

 من هر سال این سوال مشترک را از خودم می پرسم که برای من ، در سال 2013 پشتِ این صفحه ی جادویی که به تمام دنیا متّصل است به علی چه نیازی داریم ، اصلاً پیروی او بودن به چه کارم می آید؟

و بعد به یاد می آورم آنچه از او می دانم و خوانده ام

از جرج جرداق یهودی تا ژایگرِ مسیحیِ آلمانی تا علی شریعتی مسلمان

نگاه کن

علی اسطوره است در رفتار با همسر در خانه

قهرمان مبارزه و جنگاوری است در میدان نبرد

همان علی ، در کوچه ها با یتیم ها بازی می کند و با گریه شان می گرید

مرد کار و جهاد برای خانواده اش و نخلستان هایی که هنوز می توانند این را برایت گواهی بدهند

همان علی ، اهل ذکاوت وحسابگری و دانش به گونه ای که به قول ژایگر اولین وزارت حسابرسی و دادگستری تاریخ را به وجود آورد

جوانمردِ خاموش کردن چراغ بیت المال و تقسیم آن به عدالت و مساوات میان بزرگ و کوچک ، اشراف و فقرا ، سیاستمدار و شهروند

همان که در دوره ی خلافت اش به مخالف سر سخت اش از بیت المال همان مقدار میدهد که به سینه چاک ترین طرفدارش

لیبرالیسم در پای منبراش باید زانو بزند

مرد پُر از طراوت شعر گفتن ، مناجات های جانسوز

آری او را میتوان از دعای کمیل اش شناخت

مردِ سوزهای دلنوازِ نیمه های شب

همان مرد ، محکم و استوار، جسور و بی باک در مقابل دشمنان

در عین حال دوستی وفادار در کنار محمد(ص) تا آخرین نفس هایش و اشک هایش بر پیکر محمد(ص)

مردِ سکوتی 25 ساله و گذشتن از حکومت به خاطر مکتب، مذهب و آنچه درست می پنداشت

در یک کلام

او کسی بود که در هر لحظه خوب می دانست بهترین کار چیست وهمان را انجام میداد

چنین حکمتی پند آموز است،

خواستنی است و دلخواه

آری علی ، نه تنها نیاز ماست ، مهمترین نیاز عصر ماست

عصری که ما در میانه ی باید ها و خواستن ها گیج و گرفتار شدیم ، او می تواند به ما نشان دهد که در هر لحظه بهترین کدام است و چه باید بکنیم

و باز هم می شود پرسید که چه نیازی است به علی و برای پاسخ به دنبال شناخت او رفت و از این محل درس ها آموخت

درس های ارزشمند برای زیستن و چگونه زندگی کردن

و شیعه ی امروز ما ،

بی توجه ترین است

چنان دنیای پر آب و تاب مدرن ما را درگیر کرده که نیازهای اصلی مان را فراموش کرده ایم

فراموش کرده ایم برای زیستن باید ایده داشت و برای داشتن ایده باید اندیشید و الگو می تواند ما را در اندیشیدن عمیق تر کند

وعلی

علی الگویی است برای نیکوترین زیستن

 

 

تو ای مونس

شنیده ای که میلاد ها را هم به شمسی می گیرند هم به قمری

سالگرد قمری رها شدن ات از این دنیا امروز است، تولّد ات در سرای باقی

برای این درمانده

تقویم شمسی و قمری چه فرقی می کند

برای آنکه تمام سال را ، هر لحظه و هر ثانیه عزادار نبودنت است

برای کسی که شمس و قمر را بدون تو تیره و تار می بیند

شنیده ام که مومنین پس از مرگ به حضور علی (ع) می رسند و او را در کنار خود دارند

برایش بگو که پیروان اش هنوز اسیر ظلم اند

بگو که همچنان زیر لوای نامش خون ها بر زمین ریخته می شود و جان ها گرفته می شود

بگو که جهل همچنان ما را احاطه کرده و از هر سو میخواهد وجود ما را تسخیر کند

بگو هنوز آگاهی، گوهر گران سنگی است که کسی به دنبالش نمی رود

بگو زندگی را اینگونه دشوار بر ما نپسندد

ای همه ی وجودم

برای ادامه ی این راه ، برای تاب آوردن و جهاد کردن

برای آگاهانه زیستنمان، خودآگاه ماندن مان در عرصه ی هستی

برای تحمّل بی تابی ها و دلتنگی های شبانه مان

دعا کن

تا بعد

میرزا- نوشته شده سه روز مانده به عید غدیر-سالگرد قمریِ هجرت مونس

 

/ 9 نظر / 14 بازدید
قلی پور

الگو... کلمه غریبی است در عصر ما نه ... شاید علی برای مصداق این کلمه غریب است زیبا وبه جابود باخوندن پستتون یاد حرفای یه فیلسوفی که الان اسمش یادم نیست افتادم که میگن آموختن چیزی است که هنوز نیاموخته ایم واندیشه برانگیزتزین جمله این است که ما انسان ها فکر نمی کنیم کاش نسل ما کمی با خود فکر کند که الگو گرفتن به معنای تقلید بی چون و چرا نیست حداقل از جانشین های امروزی الگوهایمان الگوها وجود دارند اما ما آموختن را نیاموختیم

helma

خوب نوشتید اما من،شما، هم نسلامون کجاییم؟ الگوهامون چه کسانی هستند؟ من خودم به شخصه هر روز بیشتر از دیروز دچار سردرگمی هستم و همیشه میچرخم به سمت عقربه ی قطب نمای قرآن و آل الله اما افسوس و صد افسوس که بخاطر کوتاهی ام در شناخت بهتر و دقیق تر، آن چیزی که باید دستگیرم شود، نمی شود. این روزها بر سر دو راهی های بسیاری هستم کاش علی را بهتر می شناختم.... یا علی

الیشا

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست و بعد از نبود هم صحبت با چاه همنشین می شود این گوش ها همان گوش هاست که هنوز نمی شنود

به دنبال راهی می گردم تا از این سرگردانی های هر لحظه ام نجات پیدا کنم، میدانم که افراد و اسم و رسمشان میزان حق و ناحق بودنشان نیستند،سلوک و راه و روششان نمایانگر حق و حق گویی است، اما با کدام خط کش؟با کدام معیار؟کدام سلوک؟ برمیگردم جهان بینی ام را چک میکنم، ببینم آن چه می گوید؟! جهان بینی ام فریاد میزند؛ خدا نبی اکرم علی و اولادش به علی نیاز است بیش از هر زمان دیگری شاید تا انانکه با اسمش بازی می کنند را نیز بشناسم و می دانم علی میزان حق و حق گویی و حق پرستی است اما چقدر او را می شناسم؟ برای خودم ناراحتم لحظه های عمرم در شناخت علی نگذشت... پس برای همین سردرگمی ام تمامی ندارد چون معیار را نمیشناسم... شرمسارم از خودم چه رسد از علی...

یکی

درود رنگ وتم وبلاگ تون وعوض کردین؟؟؟ ببخشید ولی نپرسیده نظر میدم خیلی بی روح شده خیلی نمیشه باهاش ارتباط برقرار کرد اگه میشه عوضش کنید مرسی

اینجا من موندم و یه دنیا تحیر و سوال از این همه حرف و حدیثهای گوناگون. یکی میگه حب حسین علیه السلام دیگری میگه شناخت حضرت اونی که میگه حب، یه چیز تحویلت میده اونی که میگه شناخت، یه چیزه دیگه حتی حسین علیه السلام هم داره برام ناشناخته میشه گیجم منگم به کدوم طرف باید رفت؟ کی راست میگه؟ چی واقعا درسته؟ نگو خودت برو دنبال غلط و درستش، که میدونی من جوونمو و هزار مشغله ی رنگارنگ، که حتی فرصت نفس کشیدن هم اگر ارادی بود،نداشتم. من دنبال حرف حقم آیا کسی نیست که بشه بهش اعتماد کرد ، یه متخصص و حرفاشو پذیرفت؟ اشتباه نکن،دنبال پیروی کورکورانه نیستم دنبال نورم دنبال روشنی دارم دیوونه میشم از این همه دغدغه خسته شدم از این همه ابهام کلافه شدم از این همه با دین بازی کردن از همه چی...

مسعود

سلام بزرگوار بسیار زیبا و خردمندانه می نگارید بسی استفاده کردیم در پناه خدای علی

منم

هرجند نباید غر ق ظاهر شویم اما خودمانیم یکی بد قولی دارین ها... مزاح بود یه وقت واسطه شر نشم[لبخند]

منم

منظورم عوض کردن تم وبلاگتون بود که گفتین سپردین به "یکی "...