دانای کل و انتخابهای ما

در ابتدای این راه

راهی که قرار بود میان دوستداران فاصله بیاندازد

و مرا پرتاب کند به دنیایی دیگر

متنی را به محتوای میانه ی دشوار نوشتم

ابتدای راه بود و من بی نظر به جاده می نگریستم و آن سر دنیا را همسایه و دورها را نزدیک می پنداشتم

و حال که عزم سفر کرده و چند قدمی برداشته ام

واقعیت های تند و تیز و گاهی بی رحم یکی پس از دیگری در مقابل دیدگانم جلوه گر است

روز و شب می اندیشم به واژه ی "انتخاب" که تمام پیرامون مرا در خود گرفته

چون گیاه روینده تمام زندگی را می پوشاند و به گوشه گوشه ی بودنمان نفوذ می کند

و این همان است که خدا به خاطرش ما را آفرید

شاید همان امانت که فرشتگان مقلّدِ سرتا به پا تسلیم و زمین و آسمانِ غرقِ جبر نپذیرفتند و بر دوش نکشیدند

ما را آفرید تا از میان چگونگی های مختلف یکی را اتنخاب کنیم

تا بتوانیم طغیان کنیم، تا بخواهیم که نیستانی که آمده بودیم را فراموش کنیم

تا این قدرت را داشته باشیم اصلِ خود را باور نداشته باشیم و به خالق خود بی اعتقاد باشیم

تا آنگونه که فرشتگان به خدا می گفتند بتوانیم در زمین فساد کنیم و همه چیز را به میل خود درآوریم

آدمیان اطراف را بنگر که هر کدام به گونه ای اند، به شکلی و به راه خاص خود رفته اند

چقدر زیبایی نهفته در این تفاوت ها

زیبایی انتخاب و آزاد بودن

آزاد در ساختن خود به هر شکلی که میخواهد

آزاد در چگونه بودن و چگونه زیستن

نظری بیفکن

عرصه های انتخاب خودت را ببین

تو میتوانی مسلمانِ مقیّد به تمام معنا یا بی خدای بی باور به ماورا

میتوانی مسیحی پایبند به شریعت یا صوفی معتقد به طریقت باشی

می توانی به کار قلم و دفتر و خواندن و گشتن در علم یا در چرخه ی پول و سودای رفاه مادی باشی

و هزاران انتخاب دیگر

ریز و درشت

هر لحظه، هر آن

در مورد هر کاری که میکنی

 روزگار اینگونه است

بیاندیش به این انتخاب هایت

چگونه اندیشیدن،چگونه دیدن، چگونه شنیدن، چگونه پوشیدن، چگونه سخن گفتن

همه ی زندگی در پاسخ به این سوالاتِ با مطلع "چ" است

چگونه چرا چقدر

اینها هستند که انسان را به وجوه انسانی رهنمون می کنند

و آنان که راه را یافته اند می گویند که وجودِ من و تو

 این روزها بیش از همیشه به صدایی،پیامی، ندایی از جایی نیازمند است که ما را راهنمایی کند

از جایی که خودش دانای کل باشد و راه بلدان را راهنما باشد

آنکه خودش راه را ساخته باشد

امّا بر تو مباد که با غفلت و خواب آلودگی مخدّرِ این دنیای نوینِ پرپیچ و خم انتخاب کنی

بی قید

بی فکر و بی تحلیل

که گم خواهی شد در کوچه پس کوچه، در هوای مه آلود

اینجا و این روزها ما نیاز داریم که بیاندیشیم، پرس و جو کنیم، سخن بگوییم و گل گفت بشنویم

تا راه را بیابیم

و تو اینک در مقابل یک انتخابی

انتخابِ خواندن این کلمات و چگونه اندیشیدن به آن

و انتخاب عمل پس از آن

و...

من  نیز در مقابل یک انتخاب ام

که در آستانه ی هجرت به سرزمین های دور

 این پرده ی شیشه ای که رویش می نگارم

این دریای موّاج طوفانی را

با صحرایی بخشکانم یا با خود به غربت ببرم

 

 

نوشته شده در 25 تیر از استانبول

/ 6 نظر / 13 بازدید
ذره

خشکش کن اگر فکر میکنی از قرار دنیا تنها جوش و خروش را به خاطر سپرده... اگر فکر میکنی از بیقراری خویش تنها دیگری را مقصر میداند، اگر فکر میکنی از طوفان،تنها نامی را به دوش میکشد و باری را بر خاطر آدمیان تحمیل میکند .

بی نام و نشون

سلام موفق باشی در انتخاب همه انتخاب هایت یا علی

سلام. به قول شهید بهشتی این آزادی در انتخاب مهمترین بعد خداگونگی انسانه. برای من زندگی بدون انتخاب، زندگی به روش آنچه دیگران می خواهند و امر می کنند بدان، زندگی با خم کردن سر در مقابل زورگویان، اصولا زندگی نیست. هیچ وقت نفهمیدم چگونه می توان بنا به خواسته ی یکی مثل خود زندگی کرد؟ چگونه می توان درباره ی اعمال و رفتار نیندیشید و تنها عامل بود؟ زندگی یعنی مبارزه علیه وضعیت موجود و تلاش برای بهتر شدن، عوض شدن، تغییر کردن. باید باور داشت که در زندگی باید لحظه به لحظه بهتر شد.

مریم

مبارزه برای آنچه که باید باشیم معنای عمیق زندگی ... موفق باشی .

مگه میشه ریشه دیدن رو خشکوند؟ مگه میشه ریشه فهمیدن رو خشکوند؟ چرا باید ریشه گفتن رو خشکوند؟ چرا نباید به دیگران آگاهی داد؟ چرا نباید از نظرات دیگران استفاده کرد؟ اگر اعتقاد داریم قلم ودیعه و امانت پیش ماست، چطور می تونیم به خودمون اجازه بدیم که از این امانت در اون راهی که باید استفاده نکنیم؟ مگه دست خودمونه؟ ما مختاریم که این جبر رو اختیار کنیم....

مگه میشه ریشه دیدن رو خشکوند؟ مگه میشه ریشه فهمیدن رو خشکوند؟ چرا باید ریشه گفتن رو خشکوند؟ چرا نباید به دیگران آگاهی داد؟ چرا نباید از نظرات دیگران استفاده کرد؟ اگر اعتقاد داریم قلم ودیعه و امانت پیش ماست، چطور می تونیم به خودمون اجازه بدیم که از این امانت در اون راهی که باید استفاده نکنیم؟ مگه دست خودمونه؟ ما مختاریم که این جبر رو اختیار کنیم....