چمدونم والا...

سلام.

"قلم توتم من است، امانت روح القدس من است، ودیعه مریم پاک من است، صلیب مقدس من است. در وفای او، اسیر قیصر نمی شوم، زر خرید یهود نمی شوم، تسلیم فریسیان نمی شوم. بگذار بر قامت بلند و راستین قلمم به صلیبم کشند، به چهار میخم بکوبند، تا او که استوانه حیاتم بوده است، صلیب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد، تا خدا ببیند که به نامجویی بر قلمم بالا نرفته ام، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام، تا زر بداند و زور بداند و تزویر بداند، که امانت خدا را فرعونیان نمی توانند از من گرفت، ودیعه عشق را قارونیان نمی توانند از من خرید و یادگار رسالت را بلعمیان نمی توانند از من ربود. . .
. . . هر کسی را، هر قبیله ای را توتمی است، توتم من قلم است.
قلم زبان خدا است، قلم امانت آدم است، قلم ودیعه عشق است، هر کسی را توتمی است،
و قلم توتم من است.
و قلم توتم ما است."

قرار بود زودتر خدمت برسم ولی نظری که سپیدار عزیز گذاشته بود،  کمی نوشتنم را به تعویق انداخت.

طه جون تذکر داده بود که اگر جوابی برای نظرات دوستان دارم، زیر همان نظر بیان کنم ولی احساس کردم که این نظر خیلی از دوستان است و بهتر که در متنی جداگانه جواب داده شود

30 خرداد با یکی از دوستان به سمت میدان انقلاب میرفتیم.نزدیکای غروب بود و چون هنوز نماز نخوانده بودم، ازش خواستم برای نماز به پارک لاله برویم.

یک زوج محترم و جوان روی سبزه های جلوی پارک نشسته بودند و فارغ از درگیری هایی که تنها چند صد متر دورتر از آنها در جریان بود مشغول صحبت و خنده بودند.انگار نه انگار که تعدادی از هم نوعانشون به جرم اعتراض به نادیده گرفته حقوقشان(توجه داشته باشید که انرژی هسته ای، تنها حق مسلم ما نیست!) مشغول نوش جان کردن باتوم و کابل برق و گاز اشک آور هستند...

...دنیا را هم آب ببرد، عده ای هستند که از خواب غفلت بیدار نمیشوند.بدجور به این خواب عادت کرده اند.البته بد برداشت نشود.منظور من سپیدار  نیست.منظورم افرادی ست که کلا فراموش کرده اند ما مسوولیت های اجتماعی هم داریم و نباید نسبت به اتفاقات اطرافمان بی تفاوت باشیم.

چند سالی هست که از اطرافیان "خسته نشدی از سیاست"را میشنوم.ایندفعه برخلاف قبل می خواهم با صدای بلند جواب بدهم که:نه.از این جواب ندادن ها خسته شدم.از اینکه هر بار این حرف را شنیدم و با سکوت گذشتم، خسته شدم.شاید راحت تر باشد که من هم هر روز در این وبلاگ حرفای دلم را بزنم و یا  شعر و مطلب قشنگ و سرشار از احساسی بگذارم و کلی هم تعریف بشنوم.واقعا این کار راحت تریست.ولی نتیجه اش چه؟

اگر ادعا داریم که مقتدایمان علی ست، همان امامی که مردن از غم ظلم به دختر یهودی را قابل سززنش و تمسخر نمی داند، پس چگونه میتوانیم در برابر این اتفاقات ساکت بمانیم و هیچ عکس العملی در برابر اخباری که میرسد ندشته باشیم؟واقعا نادیده گرفتن حق مردم و کشتار و زندانی شدنشان بی اهمیت تر از ظلم به دختری یهودیست؟

وظیفه ی ما در مقابل این اتفاقات چیست؟در این وبلاگ باید از چه بنویسیم؟ تفأل زدن به حافظ و لذت بردن از آن؟درباره ی قد و بالای معشوق شعر سرودن و به به و چه چه شنیدن؟ گوشه ای امن گیر پیدا کنیم و در حالیکه مشغول حفظ احادیثی در مورد مستحبات سفره و آداب رفتن به مستراح هستیم، منتظر باشیم تا "آقایمان" بیاید و همه ی مشکلات را حل کند؟

به نظر من وقتی قلم به دست گرفتیم، یعنی متعهد شدیم که این قلم را درست بکار ببریم.قلممان باید فریادگر صدای مظلومین باشد.باید روایتگر خون کسانی باشد که در راه گرفتن حقشان، مظلوم کشته شدند.باید به فریاد آنهایی برسد که بی جرم و گناه، به خاطر ابراز عقایدشان، روزهاست که پشت میله های زندان از حق آزاد زیستن محرومند.

قصد توهین به عقاید هیچ یک از دوستان را ندارم.نظرم را درمورد مطالبی که در  اطرافم وجود دارد بیان کردم.مطمئن باشید که قبول دارم نظراتم عاری از اشتباه نیست و با روی باز پذیرای هرگونه انتقادی هستم.

اما رویه ای که برای نوشتن در پیش گرفتم بر اساس همین عقایدیست که در بالا گفتم و حاضر نیستم در این شرایط ملتهب جامعه، این امانت رابرای نوشتن خیلی از مواردی که به نظرم بیهوده است بکار برم.

پیشاپیش از همه ی دوستانی که موجب ناراحتیشان شدم عذر می خواهم ولی در نظر داشته باشید که قصدی در رنجاندن دوستان نداشتم...

یا حسین

/ 41 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سجاد

اصلا آقا طه بد آقا طه دو رو آقا طه منافق شما که نباید پی شو بگیری مگه شما با موارد 1و 2 آشنا نیستی این مورد جز مورد یکه ها حالا از ما گفتن بود .

سید سجاد

آقا جون کی میگه به اسم من بنویسید من هر گونه رابطه با متن قبلی رد میکنم و فاش میگویم کار دوتا و سه تاست

چهار تاو نیم

سلام بدوست بد دهن خودم چه طوری یکی یک دونه خل و دیوونه کمه کم این بنده خدا که نمیشناسمش یک جا های یاد خدا میکن حالا تو خلوت چی کار میکنن به کسی ربطی نداره اتفاقا به نظر من این تجسس و تهمته به قول یه خری خانوم یا آقای یکی ما به شما علاقه داریم ...یک کاری نکنید ...

ده تا

ادب مرد به ز دولت اوست به کس خاصی اشاره نمی کنم برادر یا خواهر یکی

قاصدک کوچولو

سلام چند جمله حرف کاملا غیر منطقی اول با خانم یکی! مشکل امروز جامعه ما نداشتن تقوی و ادعای داشتن آن است. مشکل امروز جامعه ما ندانستن اینکه کدام حرف را کی باید بزنیم و کدام حرف را کی نباید بزنیم است. من هم دچار شیپینگ شدم برا پاسخ گویی به شما مثل بقیه ای کاش یاد می گرفتیم هر حرفی رو بشنویم ولی به گویندش کاری نداشته باشیم. شما که از دین داری اقایان ایراد می گیری خودت چرا دچار بی دینی شدی؟

قاصدک کوچولو

سلام چند جمله حرف کاملا غیر منطقی دوم با آقای مسیح می گن مسلم رفته کوفه داره برا آقا یار جمع می کنه تو چی کار می کنی؟ مسئولیتت چیه فارغ از تمام تعصباتت جواب بده؟

قاصدک کوچولو

سلام چند جمله حرف کاملا غیر منطقی سوم با برادر طه اگر امروز دست به قلم می شدم 2تا موضوع رو حتما برا جوونا مشخص می کردم 1) دشمن شناسی 2) تفاوت دینداری و دین شناسی تمام افراد نظر دهنده با کمال تاسف نه تنها دین شناس نیستن بلکه دین دار هم نیستن خودم هم جز اونا هستم تمسخر کردن دیگران و زدن تهمت به دیگران نشانه های دقیقی برا عدم دینداریه ای کاش نظرات رو نمیخوندم ای کاش میشد حرفامو بزنم وقتی مطلب رو خوندم این هم جمله آخر تو همانی که می اندیشی

شازده کوچکولو

سلام پیشاپیش ولادت با سعادت امام رضا را تبریک می گم وبتون پر شور یا حق

ش

.

آریا

قطعاً رسالت قلم بر اهلش پوشیده نیست اما درقلم انصاف هم باید...