ما و اندیشه ی او

همواره برایم مثل راهنمایی مهربان و معلّمی دلسوز بوده

 که در حسّاس ترین لحظه ها و مهم ترین دقیقه ها به دادم رسیده است

در بزنگاه  چرخش های فکری و پردازش های ذهنی و انتخاب های معنادار زندگی

اما اینک به گونه ای دیگر می شناسمش

آنجا که از محیطی که در آن تمام ارزش ها برایم تعریف شده است جدایم

رها و آزاد از عادتِ زیستن

در میانه ی تمام جذابیت های دنیای مدرن و هزاران مکتب و آیین و رسم زندگی گونه گون

و من

 که مختارم تا به هر گونه که می خواهم و صحیح می دانم زندگی ام را بنا کنم

وقتی که شب ها عمیقاً به چگونه زیستن ام می اندیشم

و در میانه ی این آیین های گوناگون به دنبال دنیای نیکوی خود می گردم

وقتی که راه را گم می کنم و از سرگیجگی طاقت ام طاق می شود

او به یکباره می آید

آمدنی که شبیه روزهای نوجوانی ام که با اندیشه اش زلف گره می زدم نیست

آمدنی از جنس روشنایی

با کلام زیبایش

و رویه ی استدلالی متقاعد کننده اش

دستم را می گیرد

این بار از فضای متفاوتی

باید برایت بگویم

که اندیشه ی او می تواند تو را از این مهلکه به سلامت عبور دهد

که اندیشه ی رایج دینی را در مواردی ناتوان یافتم

در پاسخگویی به بخشی از پیچیدگی های دنیای مدرن

در پاسخ به  سوال هایی که عینی است و با "احتیاط" و "پرهیز" حل نمی شود

اندیشه ی او در توجیه من و توی شکّاک که برای قبول هر چیز دنبال قانع شدن عقل مان می گردیم بهترین هدیه است

این است که این بار به شکلی متفاوت تو را دلسوزانه توصیه می کنم که

که...

بخوان از او

بشنو سخن او را

او چندین سالِ پیش در چنین روزی برای همیشه رفت

لیکن هر بار که از او میخوانم

می بینم که سخن اش واندیشه اش با بند بند وجودم

با تک تک مسائل امروز و اینکِ من و تو مماس است

و راهگشایی های بسیار که ما از یافتن شان در لابلای اندیشه ی او مغفول مانده ای

که ما نباید به علی شریعتی بگوییم که زمانه ات نیست، بایستی به زمانه بگوییم که شریعتی ات کو..

همین

نوشته شده در 29 خرداد/سالگرد هجرت علی شریعتی

/ 8 نظر / 12 بازدید

مسیح درویش

منتظر

سلام بر شما چه خوب تعریف کردید از شریعتی نازنین آری واقعا چنین است او جلوتر از زمان خویش زیست به همین سبب بود که چونان رنجید و در تنهایی خویش در غربت از این دنیای فانی رخت بربست و دنیا را با همه پلیدی ها و پلشتی هایش و با همه ظلم ها و جورهایش به کسانی سپرد که دوستش می داشتند آری سخنان درخشان او اکنون نیز می تواند راهگشای معماهای ذهنی ما باشد چرا که پوسته ذهن بسته ما را میشکافد و انسان را به تفکر درباره آنچه تا بحال به آن می اندیشیده وامیدارد ... خدایش بیامرزد و من الله التوفیق

منتظر

خدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بدون آنکه بداند روزی کن! اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خداهست او جانشین تمام نداشتنهای من است دکتر علی شریعتی

زندگی روزمره

در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ی ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قامت کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند و حقیقت،دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه ی زیستنم! علی شریعتی حقیقت/خیر/زیبایی/ایمان/دوست داشتن/آزادی/شعر/مهر/دانش/و ... و من و تو به کدامین راهیم؟ آزادی خواه؟ حق طلب؟ خیرخواه؟ زیبایی طلب؟ مومن؟ . . . نشود انچه که نباید بشود؟ که فقط بگوییم و ندانیم چه هستیم و چه خواهیم کرد! و به کدام رو روانیم... نشود که فقط کلامش را در نامه ها و پیامهایمان رد و بدل کنیم و ندانیم که بود و که هستیم و که میخواهیم بشویم... روس سخنم فقط علی شریعتی نیست با همه ی الگوها و سرمشق هاست حقیرشان نکنیم در مکررات روزانه مان بلکه بیاموزیم و بهتر شویم یا علی

نیکو

خدایش بیامرزد....

نو آر برادر که نو را حلاوتی دگر است

یکی

مثل اینکه خیلی درگیرین که وقت نمیکین آپ کنین ایشااله خیره

یکی

مثل اینکه خیلی درگیرین که وقت نمیکین آپ کنین ایشااله خیره