کفر، نعمت از کفت بیرون کند...

سلام.

خوشحالم از اینکه آزادم. آزادم از بین روزنامه های کیهان، ایران، وطن امروز، رسالت و... هر کدام را که می خواهم انتخاب کنم و مطمئن باشم که هیچ وقت خبر توقیفشان را نخواهم شنید.

خوشحالم از اینکه آزادم. آزادم که اخبار هر شبکه ای را که دوست دارم ببینم و مطمئن باشم که هیچ خبر نگران کننده ای از اوضاع بد مملکت را نخواهم شنید.

خوشحالم از اینکه آزادم. آزادم به راحتی در فضای اینترنت گردش کنم و از سایت های خبری مختلفی مثل ایرنا، فارس، رجا، پرچم و... کسب خبر کنم و هیچگاه شاهد فیلتر شدنشان نباشم.

خوشحالم از اینکه دلسوزانی دارم که هیچ وقت اجازه نمی دهند توسط سایت ها و شبکه های وابسته به استعمار گمراه شوم.

خوشحالم از اینکه به جز ولایت فقیه، در برابر هیچ قدرت زورگوی دیگری لازم نیست سر خم کرده و تعظیم کنم.

خوشحالم در کشوری هستم که در سایه لطف و عنایات خاص صاحب الزمان، هر روز بیش از پیش به موفقیت های عظیم دست می یابیم و تمام اعمال و رفتار مسئولینش مورد تایید مستقیم حضرت می باشد.

خوشحالم در کشوری آزاد هستم که زندانی سیاسی در آن وجود ندارد و اتفاقات ابوغریب، در کهریزک تکرار نمی شود.

خدایا متشکرم که بعد (و یا قبل) از اطاعت خودت، اطاعت از ولی فقیه را بر من واجب کردی و او را راهنمای من در انجام امور دینی، اجتماعی، سیاسی و... قرار دادی. نمی دانم به کدامین زبان از تو تشکر کنم و اصلا آیا می توان شکر این نعمت عظیم را به جا آورد؟

خوشحالم که در دانشگاه هایی درس می خوانم که در مواقع لزوم دانشجو های ۵٠، ۶٠ و هفتاد ساله به همراه دیگر اقشار جامعه به داخل آن می آیند تا مشت محکمی باشند بر دهان یاوه گویانی که دانشگاه ها را در دست اجنبی ها میدانند.

خوشحالم که مسئولین محترم دانشگاه ها مراقب دانشجویان هستند تا خدای نکرده به غیر از گرفتن نمره و گذراندن دانشگاه، به چیز دیگری فکر نکنند. دید باز و نگاه بلند را ببین که در این راه حتی به فکر جدا کردن دانشجویات دختر و پسر از یکدیگرند تا دامن عفتشان از آلودگی ها در امان باشد.

خوشحالم در کشوری هستم که اندیشمندان به جرم اندیشیدن، نخبگان آن به جرم فهمیدن و آزادکان آن به جرم اعتراض به ظلم و ستم ومحکوم به زندان و کتک خوردن از دست عده ای از نفهمان جامعه میشوند تا پایه های این حکومت عدل ذره ای هم متزلزل نشود.

خوشحالم در کشوری هستم که می توانم با آزادی کامل از دشمنان حکومت انتقاد کنم و به راحتی به آنها تهمت زده و حتی توهین کنم و آسوده خاطر باشم که هیچ انتقاد بیجایی را از سوی خدانشناسان ناعادل درباره مسئولین زحمتکش و خدوم کشورم نشنوم.

نمیدانم که با اینهمه آزادی، چرا عده ای بیکار مدام دم از استبداد می زنند. مگر اینها به روز جزا و ایستادن در پیشگاه عدل خدا اعتقاد ندارند؟ چرا هر لحظه شکرگزار اینهمه نعمت نیستند؟

/ 6 نظر / 7 بازدید
میرزا بنویس

سلام شیوه ی نگارشیت جدید و جالب توجه است پاراگراف یکی مونده به آحر رو بخون به نظرم یه اصلاح احتیاج داره. خلاصه راجع به متنت هم خندیدم هم قابل تامل بود ولی یادت باشه خدا هیچ قومی رو تغییر نمیده مگر اینکه خودشون بخوان این یه قاعده ی این عالمه پس باید بخوایم و براش حرکت کنیم خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است

سمانه

سلام . انتقادات بی جایی کردید . شما فقط یک انسان هستید و همانطور که می دانید انسان حیوان ناطق است نه حیوان متفکر اندیشمند و... الان هم نه تنها دارین صحبت می کنید که حتی به نوشتن هم اشتغال دارین دیگه بیشتر از این چی می خواین. در ضمن طرز نوشتنتون نشون میده که بسیار آدم کوته فکری هستید شما فکر می کنید که یه آدمه 50-60-70 ساله توان دانشجو شدن نداره؟ تازه نبودید که ببینید ( شاید هم بودید و دیدید) که این دانشجویان اون روز الورود تونسته بودن از بازار گاز اشک آور هم بخرن تا در داخل دانشگاه مردم رو برای عزاداری امام حسین آماده کنند تازه خود من هم کفشم پاره شد که البته مطمئنم می خواستن واسه پابرهنه رفتن توی روز عاشورا آمادم کنند خلاصه حواستون باشه چی می گین

يارو

چرا از صاحب اين وبلاگ خبري نيست؟ متنتون جالب بود

مهدیه

بدون شرح....

غریبه ی آشنا

پس از خوندن متنت تاسف خوردم و با تاثر زمزمه کردم هنوز ظلم بسیار است، یاد اون حدیث حضرت علی افتادم که هر کس به زیردستانش ظلم کند خدا دولت وحکومتش را زائل میکند و در نابودی و هلاکتش شتاب میکند.

تنها

من از این اقا مسیح خوشم نمیاد از نوشته هاش هم بدم میاد