دیوارهای نزدیک

روزها و شب ها و سال ها و ماه ها

به آنچه می گویی اندیشیده ای

همه را مو به مو و رج به رج بافته ای

چه رنج ها که رفته بر تو تا به آنچه می گویی رسیده ای

چه تلاش های بسیار، تمنّاهای بی شمار، خواستن های بی حد

هر آنچه می گویی را معنای زندگی می دانی و بدون آن خود را مرده ای متحرک می پنداری

وجودت را بی تاب و بی قرار رسیدن به آرمان هایی می دانی که همه جلوی چشمانت هستند

در همه جا

در همه وقت

و اینجا

سخن هایت همه را به خنده می اندازد

خوب که نگاه کنی، پوزخند های پشت نگاهشان را می بینی

تمسخر های عریانی که از ترس تو پنهان اش می کنند را می بینی

می بینی که چگونه همه ی آنچه برای تو معرفت جاری در زندگی است، یک توهّم پوچ در ذهن دیگران است

وقتی از ساده زیستی و محروم بودن و احساس فقر و خودآگاه زیستن و اندیشیدن های مستمر می گویی

گویی حرفی از جنس دنیای دیگر، روزگاری دیگر می زنی

و گواه اش

نگاه های غریبه

خنده های پر معنا

و توصیه های به ظاهر دلسوزانه ای است که می خواهد تو را از راهی که می روی باز دارد

اینجا همه می خواهند تو را به خوردن و خوابیدن عادت دهند،

بکشانندت به روزمرّگی

همان ها که عادت را نعمت می دانند

نعمتی که "دردِ درگیرِ معنای زندگی بودن" را از یادمان می اندازد

اینجا

همه خو کرده ایم به زیستن مرده وار

آری یحیی

تنهایم

در مواجه با دنیایی که هیچ کدام از آنچه من میخواهم را واقعی نمی داند، تنهایم

تمام برچسب ها، یکجا، بر پیشانی ام است

آرمان گرا،

شعار زده،

تخیّل گرا،

رویا پرداز،

گاهی دلم می گوید که فرار کنم

که من هیچگاه مرد فرار نبوده ایم

و البته هیچگاه امواج اینگونه سهمگین بر وجودم نخورده است

روزگار غریبی است

اگر بگویی میخواهی خانه ی علی و زهرا را بسازی، شعار زده ای

و این یعنی

بیهوده بود زندگی علی و زهرا

اینکه بگویی ساده زیستی و نفی تجمل رکن زندگی است  سخن از آرمانی غیر واقعی گفته ای

بیچاره تمام اولیا و انبیا که این آرمان غیر واقعی را عینیت بخشیده اند

اگر بگویی به دنبال نانِ روح باشیم که نانِ جسم به قدر مکفی می آید، یک روشنفکر نمای رویاپردازی

بیهوده محمد(ص) اینهمه گفت از پرداختن به روح که می ماند و جسم که فانی است و می رود

و از همه تلخ تر

اینکه آنانکه باید آرمان را مقدس بشمارند بی آرمان اند

آنان که باید شعار بدهند و با شعار حرکت کنند بی شعار اند

آنانکه باید رویای ساختن سعادت شهرِ پر از معنویت در سر بپرورانند رویا پردازی را اتهامی بزرگ می دانند

تلخ است که دینداری بر زبان ها جاری و از زندگی ها رخت بر بسته است

اینجا، این روزها

از آرمان هایی که روزگاری محمد(ص) به خاطرش مبعوث شد سخن گفتن دشوار است

که آنان که در نام، خود را پیرو محمد می دانند بزرگترین حمله ها را به آن می کنند

تمام تلاششان را می کنند که تو را از همه ی درد هایی که در وجودت به جوش و خروش افتاده خالی کنند

در نگاه آنان سرتاپای تو مملو از خامی و ناپختگی است

تمام تلاششان را می کنند که  سرِ پر شور ات را آرام کنند

تا خو کنی به آنچه آنان خو کرده اند

تا به درد نان بیفتی و جمال گرایی و ظاهر پرستی و تجمل زدگی را برگزینی

و من

این روزها که دیوارها نزدیک و نزدیک تر می شود

بیشتر می گویم

از این سوز و گداز

الحمدلله 

/ 16 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منتظر

سلام فرار از که و از چه؟ اگر جای حضرت نوح بودید چه می کردید؟ 900 سال!!!!!!!!!!! اگر سن خود را از آن کم کنید باز هم 875 سال فرصت دارید... باید تلاش کرد تا اسلام ناب محمدی در هر جا که می توانیم پیاده کنیم اول از خود شروع کنیم تا دیگران از اعمال ما درس بگیرند اگر در بعثت پیامبرمان و امامت یکایک ائمه خود آزمان هایی می بینیم اول آن را برای خود زنده کنیم و بعد از دیگران انتظار داشته باشیم این گونه بودن در این شرایط مهم است نه این که در یک مدینه فاضله باشی و نیکو رفتار کنی و ... هنر نیست هنر در میان جمع بودن و با آنها نبودن است (البته در مورد افکار و اعمال بیهوده شان می گویم)

نیکو

سلام.چه جوری میشه ک یه دفعه اینجوری هراون چیزی ک انسان تو ذهنش ساخته فرو میریزه؟چه اتفاقی باعث شده؟ تجمل خوب نیست و ساده زیستی در جای خودش خیلی خوبه.اما بهتره اینو بدونیم ک خود اهل بیت از پیشرفت و سرافرازی مسلمونها خوشحال میشن.حضرت امیر (ع) خودشون فرمودن مرد خوشبخت مردی هست ک زن خوب مسکن خوب و مرکب خوب داشته باشه. و خیلی از احادیث دیگه که به این موضوع اشاره میکنند که داشتن ثروت حلال هیچ ایرادی نداره و اگر وسیله کمک به دیگران باشه نیکو هم هست.

نیکو

این چیزی که شما گفتید توی پاسختون مدت ها گره ذهنی من بود.اما حالا کاملا برام حل شده. حضرت امیر (ع) میفرمایند : از نعمت های خداوند فراخی مال است. و خداوند در سوره نور آیه 38 چنین مفهومی رو میفرمایند ک پاک مردانی ک وقتی ب آنها روزی میدم از من غافل نمیشوند،انقدر به آنها میدهم که از شمارش آن ناتوان باشند... اینها کلام وحی و حدیث کسی هست ک هیچ شک و ابهامی دراونها نیست. آیه الهی اینو میگه نه من نیکو.امیدوارم تا حدی رهگشای شما باشه.

نیکو

این چیزی که شما گفتید توی پاسختون مدت ها گره ذهنی من بود.اما حالا کاملا برام حل شده. حضرت امیر (ع) میفرمایند : از نعمت های خداوند فراخی مال است. و خداوند در سوره نور آیه 38 چنین مفهومی رو میفرمایند ک پاک مردانی ک وقتی ب آنها روزی میدم از من غافل نمیشوند،انقدر به آنها میدهم که از شمارش آن ناتوان باشند... اینها کلام وحی و حدیث کسی هست ک هیچ شک و ابهامی دراونها نیست. آیه الهی اینو میگه نه من نیکو.امیدوارم تا حدی رهگشای شما باشه.

نیکو

خواهش میکنم.بله.شک کردم.دنبالش رفتم و به یقین رسیدم. اما کنجکاوم بدونم که با این دلایل قانع شدید یا نه؟

مهسا

ببخشید من یه سوال برام پیش اومده باید از نیکو بپرسم. طه ناراحت نشه. اونوقت حضرت امیر زن خوب رو با مسکن خوب و بدتر از اون با مرکب خوب در یک ردیف قرار دادند؟!!؟!؟ از اسمت معلومه که یه خانوم هستی، به عنوان یه خانوم اصلا این حدیث برای شما قابل استناد هست؟!؟!؟!؟ آخه چرا واقعا!!؟؟ هم خندم گرفت هم گریه.

حلما

سلام در جواب یکی از کامنتا گفتین این مدل بودنی که شما میگین هزینه های بسیاری داره. آقای موحدی هزینه هاش چیه؟که بسیاره؟

نیکو

سلام.تاخیر چندروزه من رو بابت پاسخم ببخشید.اگر بخوام راستشو بگم با عرض معذرت به نظرم اینایی که گفتین قشنگ نیست.البته امیدوارم در فرصت مناسب و بیشتر مجال این دست بده که بتونم دلایل مستند و منطقی بیشتری بهتون ارائه بدم. و اما مهسا جون سوال شما خیلی هوشمندانه بود.اما بنظرم میاد برداشت اشتباهی کردید.مثلا این جمله رو ببینید:از نیاز های اصلی تنسان ارتباط با خالق و آرامش و خوراک و پوشاک و مسکن است... آیا میشه اینجوری برداشت کرد که نیاز به حضور خداوند همردیف نیاز به خوراک هست؟قطعا اینطور نیست و هرکدوم ازاینها به تفکیک مووضوع مهم هستن.

مهسا

نیکو جواب شماام هوشمندانه بود. البته هنوزم اون حدیث اول به نظرم قشنگ نمیاد ولی جوابتم می تونه قانع کننده باشه. مرسی.

چه تالار گفتگویی شده اینجا ایول راستش میترسم نظرم رو بگم!