سلام

سلام.

من؛ مسیح...

برای معرفی خود باید بگویم که ٢٩ مردادی که گذشت، متوجه شدم تا چشم به هم زدم ٢٣ سال خاطره در ذهنم حک شده است.

درمورد قوم و قبیله هم تا انجاییکه در جریان هستم پدر پدربزرگم اهل تهران بوده و تهرانی اصیل به حساب می آیم.

چهار سال قبل رشته مهندسی برق را در دانشگاه امام حسین(ع) آغاز کردم که بعد از چهار ترم آن را رها کرده و هم اکنون در دانشگاه پیام نور مدیریت صنعتی می خوانم.

از مطالعه ی کتاب لذت فراوان می برم و گهگاه فیلم هم میببینم.

در پایان این معرفینامه کوتاه، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که یازده سال است با طه در ارتباط هستم.از شروع آشنایی در مدرسه راهنمایی مفید٢ و سپس دبیرستان جهان ارا و تا کنون.

مدت زمانی است که دنبال جایی هستم برای بیان حرف های مانده در دلم  تا تبدیل به زخم معده و درد قلب و فشار خون و هزار مرض دیگر نشوند.

خوشبختانه در جامعه ای که کسی اجازه صحبت به دیگری  نمی دهد (و اگر هم بدهد، گوش نمی دهد!) طه عزیز لطف کرد و گوشه ای از وبلاگش را در اختیار من گذاشت.

حرف برای زدن بسیار است. ولی برای من، مهم حرف حق زدن است. البته میدانم که کاریست سخت و نیازمندم به کمک دوستان.در شرایطی که تشخیص حق از باطل، خیلی از مدعیان حق طلبی را به بیراهه فرستاده؛ باید به کمک هم راه را از چاه تشخیص دهیم تا سهوا به تحجر و استبداد دچار نشویم.

اولین متن در این وبلاگ ر با ذکر خاطره ای کوتاه از دوران انتخابات تمام میکنم تا دلیل جزم شدن عزمم در دوباره نوشتن بیشتر توضیح دهم:

بعد از ظهر روز ٢٢ خرداد همراه برادرم در محل کمیته و صیانت ارا نشسته بودیم و از خاطرات دو ماه فعالیت در ستاد میرحسین صحبت می کردیم.اواخر بحث از برادرم درباره ی نظرش درمورد نتیجه کار پرسیدم.که در جواب گفت:

"ما همه کردیم کار خویش را       ای بزرگ اکنون بجنبان ریش را"

در آن زمان به نظر من هم جواب درستی بود و وظیفه خود را تمام شده می دانستم.اما اتفاقات بعد از انتخابات نشان داد که تا زنده ایم هیچ زمانی به بهانه ی اتمام کار نمی توانیم خود را بدون مسئولیت فرض کنیم.

 حالا هم آمده ام تا به اندازه خود سهمم را در این جنبش ادا کنم.

این است حرکت از سوی ما.به امید برکت از جانب خدا.

فعلا...

/ 2 نظر / 18 بازدید
طه حسين

سلام چه احساس خوبی دارم وقتی برای وبلاگ خودم البته متن دیگه کامنت میذارم یادت باشه یادم باشه هر موقع قلم به دست گرفتیم این حرفت توی گوشمون زنگ بزنه که به جز حق منویس یادت میمونه؟ ان شاالله به هر حال خوش اومدی منت به من گذاشتی خدا قوت بده

تنها

خب ... اولا پرشین بلاگ به همه همه جا میده برای حرف زدن . پس اقا میسح میتونه خودش وبلاک داشته باشه دوما من موافق نیستم که تو این مملکت نمیشه حرف زد و این مدل شکایت هم خوشم نمیاد. سوما چه جنبشی؟ من نمیفهمم! جنبش برای چی؟ به کجا ؟ با چه هدفی؟