واسطه ی فیض

همیشه تو را واسطه ای هست

واسطه ی فیض

فیضی از جایی که دست هر کسی بدان نمی رسد

می دانی برای چه هنگامی ؟

آنگاه که معلّقی، مرددی، به گاه تردید

یا گاهی که در حال سقوطی

یا هنگامه ی خطا و صواب

غوطه وری در روزمرّگی

ناگهان می آید

پرتوی نورش بر وجودت می افتد

راه را نشان ات میدهد

دستگیرت می شود

نشانه اش؟

شکستگیِ دلی، قطره ی اشکی، سوزِ نفسی

بعدش کم کم آرام می شوی

باز می گردی به مسیر، به راحت، چه می گویم ، به انسان بودن ات و انسان ماندنت

 

این است که

 مراقب باش

مراقب واسطه ی فیض ات باش

مراقب آن چه و آن که تو را نجات می دهد

به مسیر باز می گرداندت

هر چه و هر که هست

او حامل فیض ای است که در زمین خاکی یافت
نشود

که در دنیای متجدد و متلون و رنگارنگِ هزار توی
این روزها کمتر کسی دارد

مراقب اش باش

مباد که ناامید اش کنی ، آنچنان که دیگر عطای با
تو بودن را بر بقای بفروشد

 

 

 

تو ای مونسِ من، ای بزرگترین فیض

از آنجا که مرا به تماشا نشسته ای

فقیر بودن ام را ببین

ای رفتن ات محرومیت من از هر چه خوبی ، از هر چه
فیض

ای بودن ات معنای زندگی

بر این بی توفیق عنایتی کن

آنچنان که بزرگواران در حق بیچارگان می کنند

/ 0 نظر / 8 بازدید